عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
374
منازل السائرين ( فارسى )
صاحب علم لدن به عقلش رجوع نمىكند ، ادراك او عين عيان است ، ديدن همان و فكر كردن همان . بين عقل و مشهود با مدرك اتحاد حاصل مىشود . اتحاد عاقل و معقول در علم لدن حاصل مىشود . ( تو يافتهء من هستى يا من يافتهء تو ؟ ) آنچنان كه بايزيد بسطامى مىفرمايد : خدايا من از تو داراتر هستم ، زيرا تو مرا ستاندى ، ولى من تو را . بين مدرك و مدرك و شاهد و مشهود يك اتحاد وجودى حاصل مىشود و زمانى اين رؤيت حاصل مىشود كه از ماهيت خارج شود . وقتى خودش را گم كند ، نعت او حكم است . چرا صوفيه بر ساير طوايف برترى دارند ؟ زيرا حق را به حق شهود مىكنند . به مقامى نايل مىشوند كه احدى از اين مقام تعبير و تفسير ندارند . هر شبنمى در اين ره صد بحر آتشين است * دردا كه اين معما شرح و بيان ندارد « 1 » چيزى كه از او ظهور مىكند صفت او نيست ، بلكه حكم اوست . وقتى انسان اشك مىريزد ، قطرههاى سفيد نيست بلكه اين طعم ذكر فكر است كه خدا به انسان مىچشاند .
--> ( 1 ) . حافظ .